عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

52

المسالك و الممالك ( فارسى )

مرز چين از دريا به تبت و تركستان 349 ختم مىشود و از غرب به هند ؛ و در مشرق چين سرزمين و اقواق قرار دارد كه در آن طلا فراوان است ، به گونه‌اى كه مردم زنجير سگها و طوق ميمونهايشان را از طلا ساخته‌اند و پيراهنهائى را از طلا جهت فروش مىبافند و در واقواق آبنوس بسيار مرغوب يافت مىشود . و از اشتيامو بحرى دربارهء جزر و مد پرسيدند ، گفتند كه در درياى فارس هنگام برآمدن ماه ( جزر و مد ) روى دهد ، اما در درياى اعظم در طول سال تنها دو بار رخ مىدهد ؛ يك بار در ماه‌هاى تابستان و در شمال شرقى كه به مدت شش ماه جريان مد برقرار است و در آن هنگام ضلع شرقى دريا در چين از آب لبريز شده و از جانب غربى خالى مىگردد و بار ديگر در ماه‌هاى زمستان و در جنوب غربى كه به مدت شش ماه جريان مد برقرار است و در اين زمان مغرب دريا از آب لبريز و در چين خالى مىشود . و در انتهاى سرزمين چين به موازات قانصو ، كوههاى زيادى وجود دارد و پادشاهان بسيارى به سر مىبرند و آنجا سرزمين شيلا باشد كه طلاى فراوانى دارد ؛ و از مسلمانان هر كس كه به آن سرزمين وارد شد ، اقامت گزيد ؛ و بعد از آن نقطه شناخته شده نيست . و آنچه از درياى شرقى آورده مىشود : از چين ابريشم ، پرند و كيمخاو و مشك و عود و زين اسب و سمور و گل چينى و صيلبنج و دارچين و خولنجان ، و از واقواق طلا و ابنوس ؛ و از هند عود و صندلان و كافور و ماكافور و جوزبوا و ميخك و قاقله و كبابه و نارگيل و پيراهنهائى كه از برگ ساخته شده است و لباسهائى از پنبه‌هاى مخملى و فيل ؛ و از سرنديب ياقوت به رنگهاى گوناگون و فلز برنج و الماس و در و بلور و سنگ سنباده كه توسط آن گوهر را جلا مىدهند ؛ و از ملى و سندان فلفل و از تمام آن قلع و سرب ؛ و از بخش جنوب بقم « * » و رازى ؛ و از سند قسط و قنا و خيزران مى -

--> * بقم : چوب سرخ .